یه عکس از خانم مونیکا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



دو مرد جوان با هم صحبت مي كردند. يكي از آنها از ديگري پرسيد :
چرا نامزدي تو و آن دختر به هم خورد؟
دومي جواب داد: او مرا نمي خواست.
_ مگر نگفتي چه عموي ثروتمندي داري؟ گفتم و او الان زن عمويم است!!!
و من گريستن را اينگونه آغاز مي كنم
با لبخند تو مي گريم
با سلام تو نيز مي گريم
اما در فراق تو ميخندم!
_ گوي اين درد را دوانيست.
مي خواهم پرواز كنم
به عمق چشمان مهربانت
تا فراسوي سالهاي با تو بودن
سفري آغاز كنم
افسوس!
پرهايم به ميله هاي دلم گره خورده اند
بالهايم را مي گذارم
رستوران آنا
Anna
رستوران آنا با محيطي آرام و با انواع ساندويچ و غذاهاي متنوع ايتاليايي آمادة پذيرايي از
شما همشهريان گرامي با سرويس دهي مناسب مي باشد.
آدرس: رشت_ فلكة گاز جنب ساختمان راميرزا
شمارة تماس : 09113357928
گفتم تو مال من شو گفتا چه انتظاري !
گفتم مگر كه جرم است؟ گفتا خبر نداري؟!
گفتم دو چشم مست ات آتش زده به جانم گفتا بسوزو كف كن يك عمر در خماري!
گفتم كه عاشقم من گفتا چه حرف مفتي گفتم خر تو هستم گفتا بده سواري!
رفتم كنار دستش يك لحظه اي نشتم چيزي به او پراندم با حال شرمساري ديدم به جاي
پرخاش آن فتنه جوي كلاش با غمزه اي چنين گفت:با من چه كار داري؟
يكباره شرم كردم قلبم تالاپ تولوپ كرد آيا چه مي شود گفت در وضع اضطراري؟
گفتم بده به بنده دختر نشاني ات را تا با پدر بيايم به خواستگاري
گفتا به روي نيمكت درپارك شهر بندر در گوشه اي نشسته يك دختر فراري!